غول غولک من

زندگی به سبک ...

داشتم تو حال و هوای خودم تو خیابون راه میرفتم. تو فکر بودم که یهو یکی از کنارم داد زد: من اینجام، بیارش، اینجا میشینم. اون یکی از پشت سرم، از پشت بساط سی دی ها، بلند جواب داد: تو پیاده رو؟ گفت: خوب میرم اون ور. و با دست روبروش، جایی اون طرف من رو نشون داد. با چشم دستش رو دنبال کردم. دیدم اون طرف پیاده رو بین دو تا درخت رو نشون میده. گذشتم. دو متر جلوتر روی پله یه مغازه دیگه، یه خانم خیلی بزرگ نشسته بود و بچه کوچیکش رو تو بغل گرفته بود. جلوش، روی یه صندوق میوه، چندتا بسته پلاستیکی ذرت بو داده (همون کار بد فیل) گذاشته بود، برای فروش. از پل عابر که رد شدم، اون طرف یه آقایی یی عالمه سی دی گذاشته بود روی 2 متر گونی.

   + ; ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٧ آذر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()

کی حوصله داره؟!

کی حوصله داره؟

کی می خواهد یه عالمه آدم رو تحمل کنه؟ کی؟!!!

   + ; ٦:٤٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۱٦ مهر ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()